با آن که میرسانی آن باده بقا رابی تو نمیگوارد این جام باده ما رامطرب قدح رها کن زین گونه نالهها کنجانا یکی بها کن آن جنس بیبها راآن عشق سلسلت را وان آفت دلت راآن چاه بابلت را وان کان سحرها رابازآر بار دیگر تا کار ما شود زراز سر بگیر از سر آن عادت وفا رادیو شقا سرشته از لطف تو فرشتهطغرای تو نبشته مر ملکت صفا رادر نورت ای گزیدهای بر فلک رسیدهمن دم به دم بدیده انوار مصطفا راچون بسته گشت راهی شد حاصل من آهیشد کوه همچو کاهی از عشق کهربا رااز شمس دین چون مه تبریز هست آگهبشنو دعا و گه گه آمین کن ا
برچسب:
نویسنده: آتنا رستمیان
تاريخ: پنجشنبه
22 مرداد
1405 ساعت: 2:35